|
|
|
|
|
حفاظت از محیط زیست امروزه تبدیل به یکی از مهمترین دقدقه های بشر شده است . و در این مورد تبلیغات بسیاری صورت گرفته است و طراحهای خلاقانه بیشماری را در این باب در همین وب نویس به نمایش گذاشته ایم .
این بار به سراغ طراحی بسیار تاثیر گذاری میرویم که از هر جهت با آنچه تا به حال دیده ایم متفاوت است و کلا روند دیگری را در طراحی در پیش میگیرد . طراح مورد گفتگو توسط کمپانی Saatchi & Saatchi, Copenhagen و به سفارش World Wildlife Foundation طراحی گردیده است . طراح و اجرا کننده اثر : Silas Jansson / Cliff K. Holm میباشند. شعار این اثر : نجات کاغذ ، نجات سیاره .......... "Save Paper, Save The Planet" ضمنا اثر مورد بحث مدال طلای LIA را در سال 2007 به خود اختصاص داده است . با هم ببینیم : |
||
|
|
|
|
|
در عرصه تبلیغات که تا مدتها قلمرو بی چون و چرای شرکتهای ثروتمند تبلیغاتی به شمار می آمد . امروزه در تمام کشورهای دنیا شاهد حضور کارگاههای کوچک طراحی گرافیک هستیم که برخی از آنها با قدرت نمایی خلاقیتشان حریفان ثروتمند و به همین واسطه قدرتمندشان را به رقابت میطلبند . به همین بهانه ما نیز به بررسی و نمایش آثار برخی از این کارگاههای طراحی در سراسر جهان خواهیم پرداخت و سعی مینماییم تا در این زمینه اطلاعات دقیقی را در اختیارتان بگذاریم . بدیهی است که نظرات شما همچون همیشه رهنمون ما خواهد بود . اولین نمونه انتخاب شده کارگاه طراحی شولز و دوستان از کشور آلمان Scholz & Friends, Berlin میباشد . که به سفارش کارخانه پازل سازی راونسبورگر Ravensburger Puzzle دست به طراحی مجموعه بیلبوردهایی زدند . این طراحیها دارای تفکری عمیق و طراحی بسیار دقیق و خلاقانه ای میباشند . تصاویر را ببینید : برای دیدن تصاویر در ابعاد بزرگتر روی آنها کلیک کنید |
||
|
|
|
|
موجود دوپا از زمانی نام انسان می گیرد که دارای فرهنگ می شود و از سوی دیگر، فرهنگ از زمانی آغاز می شود که انسان به وجودمی آید. آن چه که می توانیم برایش تقدم و تاخر قایل شویم تمدن است و انسان با فرهنگ وارد تمدن می شود واکنون این انسان متمدن است که در دام انواع و اقسام کشمکش های روحی و جسمی دست و پا می زند، برای رهایی وآزادی نیاز به پرواز دارد، پروازی از درون خود به بیرون و شاید برای این پرواز، بالی بهتر از فرهنگ و هویت خویش نیابد. پس باید با آن آشنا شود و با بهره گیری از آن در جهات مختلف زندگی ، خود و جامعه اش را باور کند. این نقطه ای است که تبلیغات فرهنگی می تواند پا به عرصه وجود بگذارد و رسالت خویش را به انجام برساند. امروزه در سراسر دنیا واژه تبلیغات فرهنگی معانی خاصی پیدا کرده و آن هم براساس تعریف فرهنگ و تبلیغ از دید آن جامعه خاص است. در کشور ما نیز این تبلیغ حول محورهای خاصی دور می زند که مربوط به باورها ودیده ها و فرهنگ جامعه ماست و در اینجاست که دوباره صحبت از هنر به میان خواهد آمد؛ هنری که باید خادم جامعه باشد و اندیشه ها و آرمان های والای بشری را که سبب رشد انسان می شوند، جاودان و ماندنی کند به گونه ای که برای همه اقشار جامعه تاثیرگذار باشد. هنرهای تجسمی ، تجلی متعالی زبان بصری هستند و بنابراین ابزارهای آموزشی اند که قیمتی بر آن ها متصور نیست . اکنون وظیفه گرافیک محیطی این است که از نظر اجتماعی پیام مفیدی برساند و هم چشم را به واسطه آن ، ذهن را جلب کند و در نتیجه نظم لازم را برای دیدن آن سوی سطوح چیزهای قابل رویت به ذهن بدهد و در شناخت ارزش های لازم برای یک زندگی کامل و لذت بردن از آن راهنمایی اش کند. اگر شرایط اجتماعی ، گرافیک محیطی را به عرصه پیام های موجه ، در وسیع ترین و عمیق ترین مفهوم اجتماعی آن ملزم سازند، این هنر می تواند بطور موثر به آماده سازی راه برای هنری موثر و مثبت یاری رساند؛ هنری که بتوان پیام خویش را به مردم برساند و از طرف آنها درک شود. از میان اهدافی که گرافیک محیطی مد نظر دارد، هدف های کاربردی از بقیه مهمتر و در حقیقت در اولویت قراردارد که البته بعد از دست یابی به اهداف گوناگون کاربردی خود، می باید فرهنگ ساز نیز باشد و اگر گرافیک محیطی با اصولی صحیح و متناسب انجام شده باشد تا حدود بسیار زیادی می تواند در گسترش فرهنگ جامعه تاثیر داشته باشد. رشد گرافیک محیطی به چند عامل وابسته است از جمله رشد کیفی فکری مدیریت ها و وجود طراحانی باخلاقیت های بالا. البته این رشد تنها به گرافیک بر نمی گردد، بلکه به مجموعه عواملی منتهی می شود که ساختارهای اخلاقی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی نیز در آن رشد یافته باشند. مشخصه های سنتی و فرهنگی می تواند در برقراری ارتباط بهتر و سریع تر نقش مهمی داشته باشند؛ زیرا افرادی که در یک جامعه زندگی می کنند دارای فرهنگ خاص آن اجتماعی نیز هستند. بنابراین بهتر است ارسال پیام برای آنان به زبان و شیوه ای آشنا و سنت های خودشان طراحی شود که برای شان ملموس تر و گویاتر باشد تا در قالب های فرهنگی و سنتی بیگانه . رنگ ، نقش مهمی در یک طرح دارد که اولین وظیفه آن جلب توجه مخاطب است و در مرحله بعدی نقش مکمل عناصر تصویری دیگری برای موفقیت در ارسال پیام را ایفا می کند. حروف نوشتاری نیز در برقراری ارتباط سریعتر نقش مهمی دارند و در واقع آنها تکمیل کننده یا تاکید کننده تصویر هستند. در گرفیک محیطی ابزارها و عوامل مختلفی برای ارائه اطلاعات وجود دارد که از هرکدام برای بیان نوعی خاص ازایجاد ارتباط می توان استفاده کرد. مثلا بالون ها و تبلیغات برروی وسایل نقلیه مربوط به گروه ایجاد ارتباط توسط سوژه های متحرک می باشند. همچنین بیل بوردها باید در مکان هایی مورد استفاده قرار گیرند که که فضای اطراف آنهاوسیع باشد مانند بزرگراهها که اغلب مخاطب با سرعت بیشتری از مقابل آن می گذارد و باید به گونه ای باشد که به سرعت بتواند ارتباط لازم را برقرار کند. نسبت میزان ارتفاع نصب بیل بورد با طول و عرض آن نیز از نکته های حائز اهمیت است و باید به طور دقیق محاسبه شود. کارایی بیل بورد در شب نیز بحثی است که باید همراه با عوامل دیگرمربوط به بیل بوردها با دقت بررسی و طراحی شود و با استفاده از سیستم های نوری مناسب پیام دلخواه در شبها نیز به مخاطبان احتمالی القا شود. با آنچه درخصوص آشنایی با گرافیک محیطی و اهمیت و نفش آن در جامعه های شهری گفته شد، به اختصار شرحی درباره اهمیت حضور گرافیک محیطی در روابط عمومی ها بیان می شود: هدف روابط عمومی جلب مشارکت و همراهی افکارعمومی در زمینه های مختلف است و همچنین واحدی است که ارتباط کارکنان با مسئولان ونیز مسئولان با مردم را برقرار می کند؛ پس باید این رسالت خود را با استفاده از روش های ویژه ، به خوبی انجام دهد. گرافیک محیطی یکی از آن مواردی است که می توان با شناخت و به کارگیری اصولی آن در روابط عمومی ها، برقراری ارتباطات یاد شده را گسترش داد. امر تبلیغ نیز در روابط عمومی نقش مهمی را ایفا می کند؛ تبلیغ به معنای تغییر افکار و اندیشه برای آنچه تبلیغ می شود. بهترین و گویاترین زبان برای این منظور، هنر گرافیک است ؛ چرا که هنر گرافیک آینه شفافی از مسایل جاری و فرهنگی است و تمام لحظه ها زیر و بم های روحی و فکری جامعه را ثبت و منعکس می کند. بنابراین ، هنر گرافیک در روابط عمومی اهمیت خاص خود را می یابد. گرافیک محیطی نیز بخشی از این هنر است؛ یعنی آنجا که مسئله ارسال پیام و دادن اطلاعات لازم به مخاطب در محیط کاری پیش می آید، گرافیک محیطی قدم به عرصه می گذارد و نقش خود را ایفا می کند. برای مثال یک سازمان یا وزارتخانه را در نظر می گیریم که روزانه تعداد زیادی از افراد جامعه آن هم با فرهنگ ها و نگرش های متفاوت اجتماعی ، به دلیل نیازی که دارند به آنجا مراجعه می کنند. در ابتدای ورود، گرافیک محیطی موجود باید به نوعی طراحی شده باشد که فرد برای رسیدن به قسمتی که لازم است به آنجا مراجعه کند، دچار مشکل و سرگردانی نشود و با دیدن تابلوهای مخصوص راهنما به راحتی به محل مورد نظر برسد. نوع تابلو، رنگ ، اندازه و نوع خطهای نوشتاری ، علامت ها و نمادها و همچنین محل نصب آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است . پس از آن ، علامت های داخل محوطه ها راهروهای و اتاق های نیز باید همین ویژگی هارا داشته باشند. اولین اهمیتی که برای گرافیک محیطی قائل می شویم ، همان برقراری ارتباط برای راهنمایی و اطلاع رسانی به مخاطب است و در دومین نقش خود، وظیفه زیباسازی محیط را برعهده می گیرد، زیرا انسان به طور ناخودآگاه خواهان زیبایی و توازن و تعادل و آراستگی است و از زشتی ها و ناهنجاری ها دوری می جوید، حضور در محیطی که همه عنصرهای آن به طور صحیح در جای خود قرار گرفته باشد و رنگ ها در هماهنگی و تضاد، هرکدام به وظیفه خود به درستی عمل کنند، برای هر انسانی ، به راستی لذت بخش است و روح خسته از کشاکش ومسایل روزمره زندگی او را به آرامش دعوت می کند. |
||
|
|
|
|
|
كاربرد اصلی تابلوهای تبلیغاتی شبكه دیجیتال (DSNS) در عرصه تبلیغات در نقطه خرید است. در چنین نقاطی تبلیغاتكنندگان نیاز به این دارند كه كالاها و خدماتشان به طرزی پیوسته معرفی شود. ● تجهیزات تابلوهای تبلیغاتی شبكهای دیجیتال ترجمه و تلخیص: دكتر یونس شكرخواه منبع: پایگاه خبری هنر ایران |
||
|
|
|
|
|
شاید در میان علاقه مندان و دست اندر کاران گرافیک و تبلیغات کمتر کسی با نام کمپانی تبلیغاتی اگلیوی و ماسر آشنا نباشد . این بار یکی از قدر ترین ایده های تبلیغاتی این شرکت که به سفارش شرکت اسباب بازیهای لگو برای سر در و تبلیغ محیطی دفتر این شرکت توسط بنگاه تبلیغاتی اگلیوی و ماسر طراحی گردیده است پیش روی ماست . این اثر ماندگار تبلیغات محیطی برنده جایزه بهترین تبلیغ محیطی در سال ۲۰۰۵ توسط (liaawards) نیز بوده است تصویر این اثر را در زیر مشاهده نمایید و نظراتتان را با سایرین به اشتراک گذارید .
برای مشاهده تصویر کامل بر روی تصویر کلیک نمایید . |
||
|
|
|
|
|
يكي از مهمترين محدوديتهايي كه بيلبوردهاي تبليغاتي با آن مواجه هستند، ايستا بودن و بي حركت بودن آنها است. از آنجائيكه اين نوع بيلبوردها نمي توانند بيش از يك تصوير را به نمايش بگذارند، تاثيرگذاري آنها تا حد قابل توجهي كاهش مي يابد. با اين وجود چنانچه عنصر خلاقيت و نبوغ به درستي به كار گرفته شود مي توان به اين بيلبوردهاي بي جان نيز تحرك و زندگي بخشيد. در كمپين فوق كه توسط شركت معتبر تبليغاتي Saatchi & Saatchi براي تبليغ يكي از برندهاي شركت Procter & Gamble طراحي و اجرا شده است عنصر خلاقيت به طرزي هنرمندانه به خدمت گرفته شده است. در اين كمپين يك تابلوي كوچكتر در شمايل لكه اي سياه رنگ و در فاصله اي جلوتر از بيلبورد اصلي قرار داده شده است. زماني كه اتوموبيلها از دور به طرف بيلبورد در حركتند لكه سياه روي بيلبورد اصلي ديده مي شود. در اين لحظه مخاطب لباسي سفيد را مي بيند كه لكه سياه رنگي روي آن قرار دارد. اما به محض اينكه اتوموبيل به بيلبورد نزديك مي شود تابلوي لكه سياه (به دليل فاصله اي كه با بيلبورد اصلي دارد) از روي بيلبورد خارج مي شود. نتيجه اينكه همزمان با نزديك شدن اتوموبيلها به بيلبورد، لكه سياه نيز از روي پيراهن سفيد خارج مي شود. اين اتفاق با جمله اي كه به زبان اسپانيايي روي بيلبورد نوشته شده است كاملاً مصداق پيدا مي كند. ترجمه فارسي جمله اين است: " به همين سرعت پاك مي شود" يعني Ariel قادر است لكه هاي روي لباسهاي شما را با سرعت پاك و تميز كند. همانطور كه اشاره شد بيلبورد ها فاقد عنصر تحرك هستند اما در اين كمپين خلاقانه از حركت اتوموبيلها براي جان دادن به بيلبورد به شكلي هنرمندانه استفاده شده است. لازم به توضيح است كمپين فوق كه در شهر بويرس آيرس كشور آرژانتين اجرا شده است موفق شد در سال 2007 در جشنواره تبليغاتي Montreux مدال طلاي بخش تبليغات محيطي را تصاحب كند. برای دیدین تصویر بزرگ روی تصویر کلیک نمایید |
||
|
|
|
|
خيلي مواقع ما بدون اين كه خودمان متوجه باشيم، در معرض تبليغ قرار مي گيريم و به آن توجه مي كنيم. اين روزها حتي مقاومت در برابر آن هم ديگر فايده اي ندارد. مثلا تصورش را بكنيد كه يك روز سوار اتوبوس مي شويد و براي اين كه از تكان هاي آن در امان بمانيد، يكي از دستگيره هاي بالاي سرتان را مي گيريد. اما ناگهان متوجه مي شويد كه در معرض يك آگهي قرار داريد و ناخواسته در حلقه آن گرفتار شده ايد. بنابراين مثل آدم هايي كه جادو شده اند، تسليم آن مي شويد. ساعت از جمله كالاهايي است كه خريدش مستلزم پوشيدن است. شركت IWC سازنده ساعت هاي خلبان و مدل هاي ديگر براي اين كه زحمت مشتري را كم كند، اين تبليغات چريكي را در اتوبوس ها اجرا كرده است. روي بند ساعت مي خوانيد : همين جا امتحانش كنيد! |
||
|
|
|
|
تصورش را بكنيد در يك ايستگاه اتوبوس ايستاده ايد و ناگهان از بيلبوردي كه كنار شما قرار گرفته و به آن توجهي نداريد، صداي يك نفر بيرون مي آيد. فقط بايد دكمه را فشار دهيد تا ببينيد آن طرف خط چه كسي است. اين روشي است كه شركت سولو ( Solo ) براي جلب نظر مخاطبان و تاكيد بر امكان "واكي تاكي" در محصولات گوشي موبايل خود در برخي از شهرهاي كانادا به كار گرفته است. اين نوع آگهي به نوعي تلاش دارد تا مشتريان بالقوه را وادار کند تا محصول را تجربه کنند. ديدن يك نفر كنار بيلبوردي كه با آن حرف مي زند چه حسی به شما می دهد؟ فکر کنم کنجکاوی اولین واکنش باشد. |
||
|
|
|
|
|
اگر به يكي از شهرهاي سانفرانسيسكو، لندن، بوستون و يا ريودوژانيرو سفر كرديد و ترجيح داديد كه براي عزيمت از نقطه اي به نقطه اي ديگر سوار مترو شويد و پس از حركت قطار از درون پنجره واگني كه در آن نشسته ايد فيلمي كوتاه را مشاهده كرديد، نبايد تصور كنيد كه خيالاتي شده ايد. آنچه كه مشاهده كرده ايد در واقع يكي از آخرين نوآوري ها در عرصه فن آوري تبليغات است كه رفته رفته در ميان تبليغات چي ها و صاحبان كالاهاي تجاري طرفدار پيدا مي كند. اين نوآوري با عنوان Side Track براي اولين بار توسط شركتي به نام Submedia در كانادا و آمريكا معرفي شد و اخيرا در چند شهر بزرگ دنيا به طور آزمایشی به اجرا درآمده است. اگرچه سیستم Side Track باوجود محدودیت در اجرا تاکنون توجهات بسیاری را در میان مخاطبین خود جلب کرده است، اما طراحان این سیستم اصرار دارند که باید قبل از اجرای گسترده، کاستی ها و محدودیت های احتمالی آن مشخص شود. SideTrack چگونه عمل می کند سيستم SideTrack در واقع مجموعه اي از عكس هايي درون باكس هاي حاوي لامپ بر روي ديوار تونل مترو است. اين عكس ها هنگام گذر كردن مترو از تونل متناسب با سرعت واگن ها و با يك ترتيب زماني مشخص، روشن و خاموش مي شوند تا مسافران درون واگن ها فيلمي 15 ثانيه اي را كه براي تبليغ يك محصول توليد شده است، مشاهده كنند. اين سيستم به گونه است كه مسافران در هر ثانيه 24 تا 30 فريم از اين فيلم كوتاه را مشاهده كنند. اما سرعت قطار نبايد از يك حد مشخصی کمتر باشد، در غير اين صورت سيستم به گونه اي طراحي شده است كه لامپ درون باكس ها روشن نمي شوند. سرعت مترو نباید از 25 مایل در ساعت کمتر باشد. سرعت 5 مايل در ساعت، تصويري در حال حركت ايجاد مي كند که وضوح زیادی ندارد. اما در سرعت 35 مايلي ( حدود 200 تا 300 فريم در هر ثانيه ) تصويري شارپ با كيفيتي 10 بار بهتر از تلويزيون ايجاد مي شود. اين فن آوري جديد مبتني بر پديده اي ويژه به نام ماندگاري تصوير در ذهن است كه اساس کار انیمیشن های مکانیکی قدیمی است. هنگامي كه تصاوير به صورت پشت سر هم در مقابل ديدگان قرار مي گيرند، ذهن تصاوير را به صورت يك حركت مداوم ثبت مي كند. ايده تبليغ درون تونل مترو براي اولين بار از سوي جوشوآ اسپادك مطرح شد. وي براي رسيدن به اين ايده از روشي در اسباب بازي هاي اپتيكي قرن نوزدهم كه تصاوير به صورت پي درپي به دور يك قاب دايره اي به گردش درمي آمدند، بهره گرفت. اسپادك با خود سوال كرد به جاي چرخيدن تصاوير اين امكان وجود دارد كه بيننده خودش در كنار عکس هایی ثابت حركت كرده و فيلمي كوتاه را مشاهده كند. این طرح در درون تونل های مترو قابل انجام به نظر می رسید، زیرا محیط تونل کاملا تاریک است و فقط کافی است تصویری که مانند اسباب بازی های اپتیکی باید در لحظه دیده شود، روشن گردد. زيبايي اين فن آوري در سادگي آن است. اين سيستم علي رغم بسياري از انواع پرهزينه تر تبليغ از روش هاي و سيستم هاي پيچيده طراحي و الكترونيكي بهره نمي برد. با اين حال كالا يا خدمتي كه از اين طريق تبليغ مي شود، بازخورد خوبي درميان مخاطبين خود يعني مسافران واگن هاي مترو دارد. افراد معمولا وقتي در واگن ها نشسته يا ايستاده اند، تلاش مي كنند خود را با چيزي سرگرم كرده و وقتشان را بگذرانند. مسافران اغلب از میان پنجره ها به بیرون خیره می شود تا چیزی نظرشان را به خود جلب کند. بنابراين در صورت مشاهده يك فيلم تبليغاتي در میان قاب پنجره هاي مترو تمام توجه شان به آن معطوف شده و کالا یا خدمت تبلیغ شده را خوب به خاطر مي سپارند. اندازه باكس هاي عكس كه يك تراكت ناميده مي شوند، يك متر در يك متر است و با توجه به اين كه باكس ها در ارتفاع پنجره هاي واگن روی ديواره تونل نصب مي شوند، يك فيلم 15تا 30 ثانيه اي نيازمند حدود 200 باكس است كه ميان دو ايستگاه مترو در كنار هم قرار گرفته باشند. شركت Submedia براي اولين با سيستمSideTrack را در پائيز 2001 در متروي آتلانتا به اجرا درآورد. براي اين كار محصول جديدي از كوكاكولا به نام داساني به صورت يك فيلم تبليغاتي 20 ثانيه اي در تونلي ميان دو ايستگاه به نمايش درآمد. اين فيلم شامل حدود يك هزار تراكت بود. سومين آزمايش Submedia در ايالت فيلادلفياي آمريكا صورت گرفت و همان محصول از كوكاكولا به صورت فيلمي تبليغاتي در تونل خط مترويي در اين ايالت مقابل ديدگاه بهت زده مسافرين قرار گرفت. اسپادك رئيس اين شركت اعلام كرد كه شركتش در حال مذاكره با مقامات حمل و نقل شهرهاي نيويورك، شيكاگو، سانفرانسيسكو و واشنگتن براي احداث اين سيستم جديد تبليغ در خطوط مترو است. وي معتقد است كه راه اندازي اين سيستم در آمريكاي شمالي مي تواند طي 5 سال آينده حدود 300 ميليون دلار درآمد داشته باشد. چند مشکل اما پيش از اين كه اين سيستم به طور گسترده در تونل هاي مترو به اجرا درآيد، بايد مقامات حمل ونقل شهرها و كشورهاي مختلف در مورد بي خطر بودن آن قانع شوند. از یک سو مجریان طرح اصرار دارند که سرعت مترو نباید از حد مشخص آن کمتر باشد و از طرف دیگر مسئولان حمل و نقل شهری بر حفظ جان مسافران و مضطرب نساختن آنان تاکید می ورزند. با این حال روسای Submedia مدعی هستند که تاکنون هیچ شکایتی از مسافران متروها دریافت نکرده اند. به گفته آنان اغلب کسانی که تصاویر را دیده اند، ابراز تعجب کرده و در مورد چگونگی عملکرد آن سوال داشته اند. اما مسئولان هم در عوض معتقدند که این نوع تبلیغ نیز بعد از مدتی برای مخاطبین عادی می شود و درنهایت مسافرانی که دوست دارند با خیره شدن به محیط تاریک درون تونل ها در افکار خود غوطه ور شده و آرامش داشته باشند، از این نوع تبلیغ آزرده خاطر خواهند شد. اما جوابی که از سوی طراحان سيستم SideTrack مطرح شده این است که بیشتر مسافران مترو به هر حال برای اجتناب از ارتباط های چشمی زاید با دیگران در واگن ترجیح می دهند به تاریکی درون تونل ها خیره شوند. اما مشکل دیگری نیز وجود دارد که Submedia درصدد رفع آن است. با وجودی که گفته شده است این روش تبلیغ هزینه چندانی نداشته و درآمد سرشاری خواهد داشت، اما تغییر تراکت ها و جایگزین کردن آنها با تصاویری جدید کاری است وقت گیر و دشوار. تراکت ها تنها زمانی می توانند عوض شوند که مترو تعطیل باشد. زیرا کار کردن در زمانی که قطارها در رفت و آمد هستند، بسیار خطرناک هستند. این مشکل شبیه همان معضلی است که زمانی برای بیلبوردهای خیابانی پدید آمد. شرکت های مجری طرح ها تبلیغاتی زمانی مجبور بودند با صرف زمان و وقت زیاد صفحات کاغذی و یا پلاتی روی بیلبوردها را عوض کنند. این مشکل با آمدن بیلبوردهای دیجیتالی مرتفع شد. اگرچه هنوز در کنار خیابان ها و بزرگراه ها جای بیلبوردهای معمولی خالی نیست، اما برخی از تبلیغات چی ها با صرف هزینه ای اولیه و به کار گیری بیلبوردهای دیجیتالی توانسته اند، هزینه های جانبی را کاهش دهند. قرار است مشکل تراکت های سیستم SideTrack هم به گونه ای مشابه بیلبوردهای دیجیتالی و از طریق به کارگیری صفحات LED برطرف شود. با استفاده از این صفحات می توان تصاویر را بدون اعزام افرادی برای تعویض تصاویر به درون تونل ها، به راحتی تغییر داد. با استفاده از این شیوه می توان روشن و خاموش شدن تراکت ها را نیز با نظم و سیاقی بهتر تحت کنترل درآورد. خلاقیت انعطاف پذیر امروزه زندگی روزانه انسان ها با انواع پیام های تبلیغی و بازرگانی محاطه شده است. این پیام ها گاهی بدون این که مخاطبین بدانند یا بخواهند، به حریم خصوصیشان وارد شده و تاثیر خود را روی آنها می گذارند. گاهی نیز در یک محیط عمومی انواع پوسترها، بنرها، بروشورهای و ... تبلیغاتی چنان به مخاطب هجوم می آورد که موجب سردرگمی او می شود. همین موضوع موجب دلزدگی بسیاری از افراد از انواع پیام های تبلیغاتی و بازرگانی شده است. سوالی که اکنون برای بسیاری از متخصصین امور تبلیغاتی مطرح شده این است که چگونه می توان از این دلزدگی کاست و تاثیر پیام ها را افزایش داد. شاید به کارگیری از فن آوری های جدید در این عرصه یکی از پاسخ ها باشد. هم اکنون صنعت تبلیغات بیش از هر زمانی در گذشته محتاج نوآوری و خلاقیت از نوعی که در سیستم SideTrack وجود دارد، است. خلاقیتی که در عین نوظهور بودن توانایی انعطاف پذیری و سازگاری با مشکلات و شرایط پیش بینی نشده را نیز دارا باشد.
|
||